شکست کمپانی Kodak چه درس هایی برای ما دارد

درآن زمان کداک در قدرتمند ترین زمان خود بود، ۱۴۰،۰۰۰ کارمند و کارگر برای آن کار میکرد و در سال ۱۹۹۶ چهارمین شرکت ارزشمند بعد از والدیسنی، کوکاکولا و مکدونالد در آمریکا بود.

وقتی میخواستید برای دوربین عکاسی خود (یا دوربین یکبار مصرف) فیلم تهیه کنید، تقریبا تنها گزینه کوداک بود. البته شما می توانستید با هزینه کمتر فوجی فیلم بخرید، اما کوداک برنده بازی بازار بود و ۹۰ در صد سهم بازار را از آن خود کرده بود.

اما چطور شد که ناگهان در سال ۲۰۱۲ اعلام ورشکستگی کرد، در این ۱۶ سال چه اتفاقی برای کوداک افتاد؟

هشدار: لحظه ای که Kodak به اشتباه افتاد

کوداک کمپانی قدیمی ای بود که در سال ۱۸۸۸ تاسیس شد و هرکسی در آمریکا آن را می شناخت و کوداک را مترادف با عکاسی می دانستند.

آنها از قدرت برند و نام تجاری خود برای کسب بازار های مشابه مانند VHS استفاده کردند، آنها حتی کاراکتر خیالی خود را برای Epcot در والدیسنی ساختند که نامش Figment بود.

بعد از آن دوربین های دیجیتال مقرون به صرفه شد. فروش فیلم در ۲۰۱۱ کاهش یافت. کدادک، نابخردانه آن را به حملات ۱۱ سپتامبر نسبت داد. در ۲۰۰۵ پایان عمر فیلم بطور فزاینده ای آشکار می شد و آنها را مجبور کرد تا بخش دیجیتال را گسترش دهند. در تئوری، کوداک بازار دوربین دیجیتال را درک کرده بود.

اما برعکس دوربین های پیچیده فیلمی، که تنها توسط شرکت های بزرگ با مقدار زیادی سرمایه و سال های زیاد R & D حاصل می شد، پروسه ساخت دوربین های دیجیتال ساده و ارزان بود.

در دو سال، با افزایش رقابت، کداک شماره چهارم آمریکا شد، که همچنین مصادف بود با سال تولید iPhone.

در سال ۲۰۱۰ آن ها سهم بازار دوربین های سنتی را به گوشی های هوشمند باختند و به جایگاه هفتم نزول کردند.

کوداک به نوبه خود تلاش می کرد تا به قدرت بازگردد، تلاش کردند تا پرینتر های جوهر افشان بسازند، هزاران نفر از کارگران را اخراج کردند و حتی فروش، حق ثبت اختراع به عنوان منبع درآمد. اما قبل از این که در سال ۲۰۱۲ اعلام ورشکستگی کنند، به زحمت توانستند ثبت اختراع خود را برای ارزش نقدی به مزایده بگزارند.

۵ درس از شکست سخت کوداک

کوداک تنها نیست، کسب و کارهای بسیاری وجود دارند که روزی بزرگ و قدرتمند بوده، ولی ناگهان شکست را تجربه کرده اند و همچنین، کسب و کارهای کوچکی که یک باره بر بازار محلی خود غلبه کرده و نهایت پیروز و موفق شده اند.

بنابراین، ما از داستان کوداک چه چیزی می توانیم یاد بگیریم؟

۱- همیشه مراقب “اتفاقات بزرگ بعدی باشید”

غم انگیز ترین جنبه انحطاط کمپانی کوداک، اختراع دوربین دیجیتال توسط خود آنها در سال ۱۹۷۵ بود. باوجودی که طراحی آن توسط مهندس کوداک صورت گرفته بود اما واکش مدیر کوداک به آن ها این جمله بود “خیلی زیباست، اما درمورد آن با کسی صحبت نکنید”.

جایگزینی دیجیتال به فیلم و دوربین آنالوگ می توانست از منابع مالی داخلی و به دور از ساختار اصلی پول سازی صورت گیرد.

در حالی که امروز شما باید ضرورت تصرف بازار خود را درک کنید و هرگز از اتفاقاتی که در یک، پنج یا ده سال رخ داده، غفلت نکنید. مدیر کوداک هرگز نمی دید که کسی بخواهد جلو استفاده از فیلم را بگیرد. شما در این دام نیوفتید.

۲- اما هرگز فراموش نکنید که از کجا آمده اید

جایی در بین راه، کوداک فراموش کرد که چه چیز باعث رشد و بزرگ شدن آن ها شده: دوربین هایی با قابلیت استفاده آسان. و این شعارشان این بود “You press the button, we do the rest,” “شما دکمه را فشار دهید، بقیه کار با ما”.

چند دهه بعد، آنها تلاش کردند تا با ساخت نرم افزارهای ویرایش عکس و پرینترهای جوهر افشان،  انقلاب دیجیتالی را در ساختار تولید خود بوجود بیاورند. اما مشتریان آن ها را نخریدند.

بجای اینکه خود را در قلب تغییرات وارد کنید، باید به هسته تولیدات و سرویس های خود برگردید و بر اساس خواسته مشتریان تغییرات را ایجاد کنید. شاید اگر در دهه ۱۹۹۰، توجه کوداک بروی سادگی و راحتی استفاده از دوربین های دیجیتال بود، همچنان بهترین گزینه مشتریان خود می بود. و حتی، شاید اگر آنها تغییر به سمت استفاده از دوربین تلفن های هوشمند را با ساخت نرم افزار های ساده عکس طی می کردند، نتیجه جور دیگری رقم می خورد.

۳- این است که می گویند: ممکن است تکنولوژی تغییر کند اما ارزش کالای شما، لزوماً نه

تسخیر کردن بازار، به این معنی نیست که شما جلوی آن را بگیرید، کوداک تمام توجهش ساخت فیلم بود، بجای آنکه ببیند مشتریانش از پرداخت بهای آن، میخواهند چه چیزی بدست بیاورند. و آن “قابلیت ثبت لحظه” بود.

درک عوامل خارجی می تواند مزیت کلیدی شما را تضعیف کند. در مورد کداک نیز، مزیت کلیدی آنها برای یک مدت طولانی بروی بازار عکاسی با تکنولوژی فوقالعاده بود. اما زمانی که تکنولوژی جدید دوربین های دیجیتال، جایگزین فیلم شد، کداک بروی فیلم متمرکز بود و زمانی ارزش دیجیتال را کشف کرد، که انتخاب دیگری نداشتند.

۴- نیاز است که شما انعطاف پذیر باقی بمانید

کوداک شرکتی عظیم بود با منابع گره خورده با تحقیق و عملیات. در تئوری، آنها می توانستند منابع خود را برای پاسخ گویی به هر تهدیدی که در افق تحقیقاتشان دیده می شد، بدهند. اما مسیر آن ها توسط شرکت های کوچک آسیایی ربوده شد.

درحالی که آنها می توانستند سود خودشان را بسازند، تقریبا چیزی تغییر نمی کرد، اگه مسیر کشتی شان را کمی زود تر تغییر می داند، اما بعد از ازبین رفتن سودشان، دیگر خیلی دیر شده بود.

موفقیت در قرن بیست و یکم نصیب شرکت های  چالاکی خواهد شد، که به تغییرات، پاسخی سریع می دهند. در عصر اطلاعات، توانایی تصمیم گیری هوشمند و سریع، مهم تر از رشد با استفاده از تکنیک هایی است که “همیشه” و در گذشته برای ما کار می کردند.

۵- تغییر بخشی از فرهنگ خود

در اوایل قرن ۲۰، کداک، یک نوآور در عکاسی بود. در زمان انقلاب دیجیتال، کداک به واژه “ما همیشه به این روش انجامش میدهیم” گرفتار شده بود. آنها هیچ انگیزه ای برای گوش دادن به ایده های جدید و یا ترویج نوآوران از درون را نداشتند.

یک فرهنگِ پذیرای تغییر، پیوسته از خود می پرسد، “چگونه می تواند این کار را [ارزش نهادن به مشتریان خود را] بهتر انجام دهیم؟” ، تکنیک های جدید را امتحان می کند، موفقیت عینی را اندازه گیری می کند، و از اشتباهات خود، یاد می گیرد.

مسیر بهبود شرایط: Kodak امروز

کوداک اکنون از ورشکستگی باز گشته و کار های انجام نشده را به بهترین نحو انجام میدهد: ساخت فیلم، این بار با تمرکز بر فیلم ساز های مستقل، اگر مدیریت و فرهنگ جدید درس هایی را که در شرایط دشوار بست آورده، به خاطر بیاورد، شاید بتواند حتی برای ۱۲۶ سال آینده نیز مدیریت خود را حفظ کند.

 

منبع: devicemagic